آرشیو بهترین جوک ها

جوک شماره 356

نسخه دکتر :はつマンにんですにあるコマンドをして
چیزی ک من میبینم :請教你的有關"前列腺
چیزی که ﻣﺴﺌﻮﻝ داروخونه میبینه : دیفن هیدرامین صبح ظهر شب بعد از غذا!


برچسب‌ها: جوک دکتر, جوک جدید, جوک داروخونه, جوک دارو, جوک مریض
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 13:53  توسط iman  | 

جوک شماره ی 355

قطارا از همه بیشتر الزایمر دارن
خودشون میگن هو هو
بعدش میپرسن چی چی ؟


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک قطار, جوک 93, جوک فراموشی, جوک باحال
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 13:51  توسط iman  | 

جوک جدید


میگن سوالای تستی تو بهشت، همشون گزینه ی "نمیدانم" هم دارن

.................

یک قانون نانوشته هست که می گه:
هر موقع نگاهت به زمین میفته
دقیقا همون نقطه ای که صد نفر اونجا تف کردنو می بینی

.................

یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد
اگه وسط روز میومد روزی ۲ یا شاید ۳ تا اختراع رو تو کارنامم داشتم

.................

بعضی ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﻦ
ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ

.................

آیا میدانید
با حذف جمله “خب دیگه چه خبر” از زبان پارسی
ارزش سهام مخابرات با کاهش ۸۰ درصدی مواجه میشود

.................

بعضی هام هستن وقتی دست تو دماغشون میکنن
دهنشون کج میشه و ۱۱۶ تا عصب صورتشون درگیر میشه 


برچسب‌ها: جوک باحال, جوک جدید, جوک جدید آبان
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 22:11  توسط iman  | 

جوک و طنز داغ یکی از فانتزیام اینه که!


یکی از فانتزیام اینه که یه زن بگیرم اسمش ستاره باشه بعد سرش یه هوو بیارم اسم اونم ستاره باشه بعد برم یه گوشه ی اتاق بی‌خیال بشینم و جنگ ستارگان ببینم !

یکی از فانتزیام اینه که یه زن بگیرم اسمش ستاره باشه بعد سرش یه هوو بیارم اسم اونم ستاره باشه بعد برم یه گوشه ی اتاق بی‌خیال بشینم و جنگ ستارگان ببینم !


.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی اعصابم خورده بزنم مخاطب خاصمو لهش کنم بعد پلیس بیاد منو بگیره بندازه زندان ، منم از زندان فرار کنم در حین فرار از پشت تیر بخورم و از هوش برم و وقتی به هوش میام ببینم روی ویلچر نشستم و از دماغ به پایین فلج شدم که درس عبرتی بشه برای سایرین !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه بوکسور دعوام بشه بعد برای انتقام برم تو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده ثبت نام کنم بعد برم مسابقه بدم همرو شکست بدم اونم همرو شکست بده … همش با هم چشم تو چشم باشیم و برسیم فینال ، اونم تا حد مرگ منو بزنه ؛ همش هم به نقاطی که آسیب دیدم بزنه … بعد من با صورت خونی و کبود وقتی که فقط صدای سوت و تپش قلبمو میشنوم یاد حرفای پدر مرحومم بیفتم … مخاطب خاصمو کنار رینگ ببینم که با گریه میگه : حاجی دیگه ادامه نده که در این حین یهو خر شم و پاشم بزنم دهن بوکسورو آسفالت کنم و داور دستمو بگیره بالا و مسابقه رو ببرم !
.
.
ﯾﮑﯽ دیگه ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ …
ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ …
خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ !
اصغر فرهادی برو از خدا بترس …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با یه پورشه تصادف کنم که راننده ش یه دختر چشم و ابرو مشکیه با قد ۱۸۰ بعد اون سریع پیاده بشه بگه تورو خدا ببخشید هزینه اش هرچی باشه تقدیم میکنم و … منم همون لحظه از ماشین پیاده بشم عینک آفتابی پلیس رو از چشمم بردارم بگم برو به پول نیاز نیست فقط از این به بعد بیشتر دقت کن ! بعد اون از این رفتارم تحت تاثیر قرار بگیره و عاشقم بشه ؛ منم بش اهمیت ندم و تو افق محو شم …
(خاک بر سر بی جنبم بکنم که لیاقت ندارم)
.
.
فانتزی های ذهن من :
وقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی …
روزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی …
موهاتو بزنی قهر کنه درنیاد …
از خودت فرار کنی گم شی …
برق بره با بزرگترش بیاد …
اشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !

.
.
یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور ! منم بگم ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی … بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه و منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم گورمو گم کنم که دیگه با پدرم اینجوری صحبت نکنم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شب که دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه (پراید سفید) یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واست مهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود ، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !
.
.
یکی از فانتزی های من اینه که دیگه به چیزای فانتزی فکر نکنم و یه کم جدی باشم ، ناسلامتی سنی ازم گذشته …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یه فرش پونصد شونه بگیرم بعد هرشب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش …
فکر میکردم تحریم ها حداقل تا دوسال دیگه رو من اثر نذاره …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که موقعjoke4u.ir/” target=”_blank”> امتحانات پایان ترم به غلط کردن نیفتم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که چندتا دختر سر من دعوا کنن و همدیگرو بزنن بعدش من یهو با گریه داد بزنم و بگم بسسسس کنید دیگه !!! بعد یهو همه آروم شن و به من نگاه کنن بعد همشون بیان منو نوازش کنن تا حالم بهتر شه بعدش من که دیگه متعلق به همشون شدم با صلح و دوستی کنارشون میمونم ، اونا هم همدیگرو دوس دارن ! دوشواری هم نداریم …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که با پرواز ۴۴۴ ساعت ۴ برم آمریکا بعد هواپیما که پرواز کرد یهو یکی از جاش بلند شه داد بزنه هیچکی از جاش تکون نخوره ! هواپیما رباییده شده توسط من ! بعد یهو دختر همسایمون از بین جمعیت جیغ بزنه زن و بچه شروع کنن به گریه بعد مهماندار (ترجیحا دختر با قد بین ۱۷۶ تا ۱۸۲ مسلط به زبان فرانسه) بیاد دره گوشه من بگه تورو خدا یه کاری بکن اینجا همه زن و بچن ! بعد من از جام بلند شم اون رباینده رو بکشم بعد یهو خلبان تیر بخوره و درحالیکه داره جون میده سویچ هواپیما رو بده به من و بگه کاره خودته بعد تموم کنه بعد من با بدبختی هواپیما رو نجات بدم و بشونمش تو محلمون بعد همه مسافرا بیان دورم بوسم کنن و این حرفا بعد اون مهمانداره بیاد بهم بگه با من ازدواج میکنی ؟ بعد من یه نگاهی به دختر همسایموون بکنم و با یه لبخند نرم بهش بگم همیشه بهترین ها برای من بوده اگه مال من نشدی حتما بهترین نبودی … بعد برم پیش دختر همسایمون و اونم بپره بغلم به اونم همینو بگم اونم سکته کنه بمیره ؛ بعد منم موبایل جی‌ ال‌ ایکسو راحت از جیبم دربیارم بعد بگم من امیر هستم مامور امنیت پرواز ، منطقه پاک سازی شده بعد تشویقی ۲هفته بهم تعطیلات تو افق بخوره برم تو دود هواپیما محو بشم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی با زنم دعوام شد خودمو کنترل کنم ، نازش کنم و بزارم بخوابه …
وقتی خوابید قشنگ برم سر وسایل آرایشیش با ریملش کفشامو واکس بزنم … کرم دور چشم و شبشو بمالم به تایرای ماشینم … با مداد سیاه دور چشمش خشای روی کفشمو پر کنم … با دستمال مرطوبشم میتونم میز کامپیوترمو قشنگ تمیز کنم ، با موچینش یه حالی به موهای دماغم بدم …
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﭘﺎﯾﻨﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :
ﻣﺮﺩﯼ ﻧَﺒُﻮَﺩ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﺯﺩﻥ ، ﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﮕﻴﺮﯼ ﻣﺮﺩﯼ
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﻭ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻡ !!! ﻣﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره بگه اسم ؟
بگم عباس
بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه بگه احمق منو سرکار گذاشتی ؟؟؟
بگم نه به حضرت عباس …

.

اس ام اس فانتزی

.
یکی از فانتزیام اینه که وقتی پورشه پانامرا دیدم با عجله سوار شم بگم چرا دیر اومدی ؟ بعدش که راننده رو دیدم بگم : اَ اَ اَ ببخشید فک کردم بابامه ؛ بعد پیاده شم …
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ مخاطب نیمه خاص ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ یکیشون ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺑﺸﻪ و وقتی ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ میاد جلو ﮐﻪ ﺟﺪﺍﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ ﯾﻪ ﭼﮏ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ : ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؛ ﺑﻌﺪ ﺟﻔﺘﺸﻮﻥ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺑﮕﻦ : آقا تورو خدا باهامون ﺑﺎﺵ ، ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺎﺵ ؛ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ با کلی منت ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻢ …
.

اس ام اس خنده دار
.
فانتزی دوران مدرسه من این بود : اون مغازه بزرگ لوازم تحریر سرکوچه مدرسه مال من باشه !
.
.
یکی از فانتزیام اینه یه دختری به نام دریا بیاد میونه ی منو با اولین عشقم که اسمش دنیائه به هم بزنه بعدشم اولین عشقم منو ترک کنه بره ، منم یه گیتار بردارم برم ترمینال شرق سوار اتوبوسای شمال شم بیام شمال از سر ترمینال یه تاکسی بگیرم بیام لب دریا بعشدم گیتارو از کیسش دربیارم بشینم رو شنا ، راستی آتیشم روشن کنم … بعد همزمان هم گیتار بزنم هم این شعرو بخونم : دریـــــــــــــــــــا اولین عشق مرا بردی ، دینــــــــــــــــا دم به دم مرا تو آزردی …



برچسب‌ها: اس ام اس, اس ام اس خنده دار, اس ام اس فانتزی, اس ام اس موضوعی, جوک جدید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 18:50  توسط iman  | 

جوک شماره 354

با دختره واسه اولین بار بیرون قدم میزدم یهو یه جیییییییغ بلند کشید منم بدجور گرخیدم گفتم: کسیو ماشین زد؟گفت نه ..
گفتم: پات پیچ خورد؟ گفت نه
گفتم: سوسک دیدی؟گفت نه
گفتم چی شده آخه؟ گفت اون بچه گربه رو نگاه گوشه درخته چقد نااااااااااازه
من : ((
اون دختره که بعدش باهاش قرار داشتم : :(()
ایرانسل :(^$$
طرح هزاران لبخند :$$$$$

دوس دختره داریم ... ؟؟؟


برچسب‌ها: جوک جدید
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 10:13  توسط iman  | 

جوک شماره 353

فانتزی من اینه که روز معلم برا مدیرمون کلاه گیس بخرم (کچله‏)‏ بعد اونم منو اخراج کنه منم برم روبه رو خونه اش مرکز کاشت مو بزنم هرروز که از خونه بیرون رفت ببینه دق مرگ شه
لایک‏=ایشالا دستت بشکنه تا زانو


برچسب‌ها: جوک فانتزی, جوک جدید
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 8:12  توسط iman  | 

جوک شماره 343


هیچ وقت فکر نمی کردم که چیزی تو این دنیا پیدا بشه که جویدنش از جویدن آدامس خرسی هم بیشتر کیف بده… تا اینکه خرخره ی تو نظرم رو جلب کرد.
برچسب‌ها: جوک جدید
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 11:15  توسط iman  | 

جوک شماره 342

یک قانون نانوشته هست که می گه:

هر موقع نگاهت به زمین میفته
دقیقا همون نقطه ای که صد نفر اونجا تف کردنو می بینی


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک زمین
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 11:13  توسط iman  | 

جوک شماره 341

فکرش رو بکن انسان های اولیه برای این که به همدیگه فحش بدن چه نقاشی هایی که نکشیدند!


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک فحش, جوک نقاشی
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 11:10  توسط iman  | 

جوک شماره 340

ﺗﻔﺎﻭﺕ بعضی ها ﺑﺎ عکس هاﺷﻮﻥ مثل ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻋﮑﺲ ﺭﻭی ﭘﺎﮐﺖ بستنی ﻋﺮﻭسکی ﻣﻴﻬﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺴﺘﻨﻴﻪ!


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک بستنی, جوک بستنی عروسکی, بستنی عروسکی میهن
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 11:9  توسط iman  | 

جوک شماره 327

ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ پسره نصف ﺷﺐ می ره ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ، ﺑﻌﺪ ﯾﻪ دختره می ره ﮐﻨﺎﺭﺵ؟!

اینا همه اش ﭼﺮﺗﻪ… ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ!


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک لب دریا
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 11:6  توسط iman  | 

جوک شماره 321

امشب سر یه موضوع الکی که حق با من بود با بابام حرفم شد

بابام هم میخواست معذرت خواهی کنه

هم غرورش نمیذاشت

طی یه حرکت انقلابی رفت کولر و روشن کرد !


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک دعوا, جوک انقلاب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 23:35  توسط iman  | 

جوک شماره 321

آدم باس یه رفیق داشته باشه ، شبای امتحان بزنگه بهش بگه :

چند صفحه خوندی؟

اونم بگه :چیووووو؟؟؟؟

تا یه کم دلش گرم شه!


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک جدید امتحان, جوک امتحان, شب امتحان, داستان شب امتحان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 23:34  توسط iman  | 

جوک شماره 320

پدر : پسرم چرا از من و مامانت فاصله گرفتی ؟ چرا با مادرت قهری ؟

پسر : اگه فاصله افتاده ! اگه من با ننم قهرم ، تو کاری با ننم کردی ، که فکرشم نمیکردم !


برچسب‌ها: جوک مادر, جوک پدر, جوک پسر, جوک بچه, جوک جدید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 23:33  توسط iman  | 

جوک شماره 315

یعنی ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ :|
یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ .. ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩﻡ…
ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ، ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺯﺩه
ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎﺍ !


برچسب‌ها: جوک جدید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 19:1  توسط iman  | 

جوک شماره 311

یه زمانی وقتی به رفیقت فحش خیلی بد می دادی حکم مرگتو امضا می کردی

الان همون فحش بد هر چی بدتر باشه میزان صمیمیت و رفاقت رو نشون می ده !!!


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک رفیق
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 18:53  توسط iman  | 

جوک شماره 310

نصیحت من به کل رفیق هام :

هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بقیه بچه ها بنداز پایین !


برچسب‌ها: جوک میوه, جوک باحال, جوک جدید, جوک دوستی, جوک رفیق
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 18:52  توسط iman  | 

جوک شماره 309

بیشتر کارهایی که تو دوران طفولیت انجام می دادیم واسه خاطر عمو ها بود

مثال : بخند عمو ببینه


برچسب‌ها: جوک دوران کودکی, جوک بچه, جوک جدید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 18:50  توسط iman  | 

جوک شماره 308

کیسه ﺑﺮﻧﺞ ﻣﺤﺴﻦ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﮐﯿﻒ ﺳﺎﻣﺴﻮﻧﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ حمل قلیان به نقاط مختلف کشور !


برچسب‌ها: جوک برنج, جوک برنج محسن, جوک سامسونت, جوک قلیان, جوک جدید
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 22:8  توسط iman  | 

جوک شماره 307

مراحل پذیرایی از مهمان در خانواده ما :
تعارف همراه اصرار فراوان !
قسم دادن مرده و زنده طرف مقابل !
توسل به زور بدین شرح که میوه یا غذای مورد نظر رو طی یک اقدام آکروباتیک به لبت نزدیک میکنن و میگن دیگه دهنی شد باید بخوری !
ایجاد حس ترحم در مهمان ، میگن “ینی تو فک میکنی ما بدبختیم که هیچی خونه ما نمیخوری ؟”
تیر خلاص : بخور حیفه ، اگه بمونه مجبوریم دور بندازیم !


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک, جوک مهمونی, جوک تعارف کردن, جوک پذیرایی از مهمان
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 22:7  توسط iman  | 

جوک شماره 306

مژده مژده

کمک هزینه خرید “پســــــــــته” بزودی در تمامی شعب بانکها….!


برچسب‌ها: جوک پسته, جوک گرونی پسته, جوک گرانی پسته, جوک پسته جدید, جوک جدید
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 22:6  توسط iman  | 

جوک شماره 305

یه قانونی هست که ما اختراع کردیم

ﺍﮔـﻪ ﺗـﻮ ﮐــﻼﺱ ﻧﺒــﺎﯾﺪ ﺧــﻮﺍﺑﯿﺪ . . . .

ﭘﺲ ﺗـﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻢ ﻧﺒـﺎﯾﺪ ﺩﺭﺱ ﺧـﻮﻧـﺪ


برچسب‌ها: جوک دانشگاه, جوک دانشجویی, جوک خوابیدن سر کلاس, جوک خوابیدن, جوک جدید
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 22:5  توسط iman  | 

جوک شماره 303

دقت کردین:

پســرا ۱۰ دقیقه حاضر میشن، ۴ساعت میرن بیرون ..!

دختـــرا ۴ ساعت حاضر میشن، ۱۰ دقیقه میرن بیرون


برچسب‌ها: جوک جدید, جوک 1392, جوک پسرا, جوک دخترا, جوک فروردین 92
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 22:4  توسط iman  | 

جوک شماره 296

زنگ زدم ایرانسل به اپراتور میگم میشه دیگه به من اس ام اس ندین....؟؟؟
خانومه میپرسه: چرا!!!!
با یه لحنی سوال کرد که دیگه نتونستم چیزی بگم ازش معذرت خواستم قطع کردم...


برچسب‌ها: ایرانسل, جوک ایرانسل, اپراتور ایرانسل, اس ام اس ایرانسل, جوک جدید
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 13:0  توسط arman  | 

جوک شماره 292

یکی از فانتزیهام اینه یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره
بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ زنده می خوامش !!!


برچسب‌ها: یکی از فانتزیام, فانتزی, جوک با حال, جوک جدید, جوک یکی از فانتزیام
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 12:29  توسط arman  | 

جوک شماره 272

امان از دست این خانما ، ما بالاخره نفهمیدیم مردا همشون عین همن یا یکی از یکی بدترن ؟


برچسب‌ها: جوک خاما, جوک خانوم ها, جوک مردا, جوک جدید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 19:55  توسط iman  | 

جوک شماره 270

وقتی تو ماشینید فحش ندید در برید! ... ما یه بار فحش دادیم خوردیم به ترافیک...!!!


برچسب‌ها: جوک فحش دادن, جوک جدید, جوک با حال, جوک ترافیک
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 15:37  توسط arman  | 

جوک شماره 265

داشتم رپ گوش میدادم بابام گفت این کیه صداش مثله صدای لوله بخاریه ...
گفتم : هیچکس ...
یدونه زد پس گردنم گفت به پدرت جواب سر بالا نده احمق بی تربیت!!!


برچسب‌ها: جوک بابام, جوک هیچکس, رپ هیچکس, جوک جدید, جوک رپ هیچکس
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 14:40  توسط arman  | 

جوک شماره 264

به سلامتیه دختـــــــــری که دوست پسرشو با یکی دیگه دید و نرفت داد و بیداد راه بندازه و آبـــــروی پسررو ببره..!!

قشنگ رفت سوار ماشینش شد و جفتشونو زیــــــــــر کرد!!!

خـــــــــــــــــــــــــــیلی هم شیـــــــــــــــــــــــــــــــــــک و مجــــــــــــــــــــــــــــــــــلســــــــــــــــــی!


برچسب‌ها: به سلامتیه کسی که, جوک جدید, جوک با حال, جوک دختر, جوک پسر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 14:36  توسط arman  | 

جوک شماره 251

از حیف نون می پرسن برای بازکردن یک لامپ سوخته چند نفر لازمه؟ میگه سه نفر! میگن چرا سه نفر؟ میگه یک نفر باید بره بالای نردبون لامپو نگه داره، دو نفر هم پایه های نردبون رو بچرخونن؟!!
برچسب‌ها: حیف نون, جوک لامپ, جوک نردبون, جوک جدید, جوک حیف نون
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 21:30  توسط iman  | 

مطالب قدیمی‌تر